روزی خواهی فهمید مادرت چه بهایی برای لبخند تو پرداخت؛ دوری از وطن.
+ چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
رفتم… نه از وطنم، از اجبارِ روزگار؛ برای تو دخترم، که آیندهات را بسازم.
+ چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
دلم در وطن ماند، قدمهایم برای آیندهی تو راه افتاد.
+ چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
تو دلیل کوچ من بودی؛ نه از سر بیعلاقگی، از سر عشق.
+ چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
تکهای از قلب آدم است که وقتی از آن دور میشوی، همیشه جایی از وجودت دلتنگ میماند.
+ چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
گاهی آدم از وطن دور نمیشود؛ فقط یاد میگیرد با جای خالیِ چیزی که دوستش داشته زندگی کند.
+ چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
وقتی دغدغه بچه های اینطرف انتخاب کمپ تابستانی است اما ۲ ساعت انطرف تر بچه ها جرات رفتن به باشگاه ورزشی را هم ندارند!
+ جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
خدا عاقبت همه امونو به خیر کنه
+ سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
تازه امروز متوجه شدم که وقتی در دهه بیست زندگی برای خودم این شعار رو انتخاب کردم چقدر خاص بودهام 😃
+ جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
گریه چرا ، فتح را آرزو کنید
+ جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ ........ عصرونه |
|
پرواز کن تا آرزو ، تقدیر را باور نکن
درباره من ماهنامه وبلاگ
Categories
آزاد ****************** | ||